پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۴

توفیق در این بادیه رهبر نشناسد

آیینه تجرید سکندر نشناسد

ساقی ز تو آتشکده عشق و خمارم

شوقم لب تیغ از لب ساغر نشناسد

آیینه حسن آفت عشق است وگرنه

عاشق هوس تیغ تو از سر نشناسد

افسون اجل هم ندهد بی تو فریبم

بیمار تمنای تو بستر نشناسد

مکتوب اسیرت نفس باز پسین است

دلبستگی بال کبوتر نشناسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۶جان سختی دلم را بیداد می شناسد
  2. شمارهٔ ۵۴۷گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
  3. شمارهٔ ۵۴۸گذشته ایم ز سر تا به نقش پا چه رسد
  4. شمارهٔ ۵۴۹جایی که حکم ناله شبگیر می رسد
  5. شمارهٔ ۵۵۰شوق ره گم کرده‌ای از وادیِ دل می‌رسد
  6. شمارهٔ ۵۵۱دل اگر گم شده دلدار سلامت باشد
  7. شمارهٔ ۵۵۲کسی که داغ جنونش طراز سر باشد
  8. شمارهٔ ۵۵۳نوبهار است به میخانه مبارک باشد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.