پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۶

جان سختی دلم را بیداد می شناسد

قدر ستمکشان را فرهاد می شناسد

مشت غبار عاشق در دام اضطراب است

گشتیم خاک و ما را صیاد می شناسد

چون تیغ عشق بارد بیجاست لاف طاقت

از سر گذشتگان را جلاد می شناسد

ما رازدار عشقیم رسوا چرا نباشد

گلبانگ بیزبانی فریاد می شناسد

دارد نگاه عاشق اکسیر آشنایی

چشمش به خاک هر کس افتاد می شناسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۸گذشته ایم ز سر تا به نقش پا چه رسد
  2. شمارهٔ ۵۴۹جایی که حکم ناله شبگیر می رسد
  3. شمارهٔ ۵۵۰شوق ره گم کرده‌ای از وادیِ دل می‌رسد
  4. شمارهٔ ۵۵۱دل اگر گم شده دلدار سلامت باشد
  5. شمارهٔ ۵۵۲کسی که داغ جنونش طراز سر باشد
  6. شمارهٔ ۵۵۳نوبهار است به میخانه مبارک باشد
  7. شمارهٔ ۵۵۴نگه یار گریبان تو باشد
  8. شمارهٔ ۵۵۵جنون داغی ز سودای تو باشد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.