پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۴

نگه یار گریبان تو باشد

اگر بار گریبان تو باشد؟

نگاه من چو بوی غنچه پنهان

گرفتار گریبان تو باشد

بدم با بوی پیراهن که ترسم

خریدار گریبان تو باشد

به مژگانت سپردم رشته جان

که در کار گریبان تو باشد

دعای بی سر و سامان اسیر است

نگهدار گریبان تو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۶خوشا آن دل که سرگرم غمِ جانانه‌ای باشد
  2. شمارهٔ ۵۵۷جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد
  3. شمارهٔ ۵۵۸اگر با دیده اعجاز محبت یار خواهد شد
  4. شمارهٔ ۵۵۹دمی که از نگهت سرمه ستم نکشد
  5. شمارهٔ ۵۶۰دیوانه تو بار محبت نمی کشد
  6. شمارهٔ ۵۶۱بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد
  7. شمارهٔ ۵۶۲ز آسمان محبت چه وحی نازل شد
  8. شمارهٔ ۵۶۳عالم از جلوه تو خرم شد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.