پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۰

دیوانه تو بار محبت نمی کشد

آواره تو منت الفت نمی کشد

نی خار خار هستی و نی ذوق نیستی

دارم دلی که منت حسرت نمی کشد

گفتن حکایتی و خموشی روایتی

دردی است درد عشق که طاقت نمی کشد

عاشق که پی نبرد به بیگانگی اسیر

وصلش به کام و کام به فرصت نمی کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۲ز آسمان محبت چه وحی نازل شد
  2. شمارهٔ ۵۶۳عالم از جلوه تو خرم شد
  3. شمارهٔ ۵۶۴گرچه مجنون را محبت از هوس زایل نشد
  4. شمارهٔ ۵۶۵مرا چون غنچه هردم چاک دل از چاک می‌جوشد
  5. شمارهٔ ۵۶۶در محبت اشک و آه بی محابا را چه شد
  6. شمارهٔ ۵۶۷می کنم پرواز ذوق جانفشانی را چه شد
  7. شمارهٔ ۵۶۸ز خوی سرکشی دل در بر امّید می‌رقصد
  8. شمارهٔ ۵۶۹تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.