پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۸

ز خوی سرکشی دل در بر امّید می‌رقصد

که در بزمش دل هر ذره با خورشید می‌رقصد

شراب بی‌محابای عدم کیفیتی دارد

که جام از جوش مستی در کف جمشید می‌رقصد

چنان اجزای هستی در هوای او به رقص آمد

که صد مطلب روایی با دل نومید می‌رقصد

بهار می‌پرست آمد گل هنگامه‌ها رنگین

خروش ابر می‌خواند هوای بید می‌رقصد

نبیند چشم بد گویش چه صبح است این چه شام است این

گل خورشید می‌خندد هلال عید می‌رقصد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۰رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
  2. شمارهٔ ۵۷۱کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند
  3. شمارهٔ ۵۷۲چشم ما پاک بود پاک حیا می داند
  4. شمارهٔ ۵۷۳دل آتش‌پرستم شعله از اخگر نمی‌داند
  5. شمارهٔ ۵۷۴به دل اضطرابی دعا می رساند
  6. شمارهٔ ۵۷۵شکفتن در ریاض خاطرم بیکار می‌ماند
  7. شمارهٔ ۵۷۶دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند
  8. شمارهٔ ۵۷۷مشتی از خاکستر پروانه پیدا کرده اند
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.