پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

در محبت اشک و آه بی محابا را چه شد

دل اگر گم گشت سامان دل ما را چه شد

یکزبانی سینه صافیهای دنیا پیشکش

زود گرمیهای دیر اهل دنیا را چه شد

هستی ما بیشتر از نیستی مجذوب بود

عشق دنیا را چه شد افسوس عقبا را چه شد

کشت ما را آفت یک مور برق خرمن است

دانه ما سبزه ما حاصل ما را چه شد

غم ندارد غنچه های خاطر آشفتگی

اشک رنگین بهار حسرت آرا چه شد

عمرها تعبیر یک خواب پریشان دل است

کس نمی پرسد که آشوب سراپا را چه شد

خاطر از خونگرمی افسرده یاران گداخت

بیکسی ها بیکسی ها بیکسی ها را چه شد

بیوفایی برطرف نامهربانی برطرف

ای دعا محو تأثیر دعاها را چه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۸ز خوی سرکشی دل در بر امّید می‌رقصد
  2. شمارهٔ ۵۶۹تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد
  3. شمارهٔ ۵۷۰رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
  4. شمارهٔ ۵۷۱کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند
  5. شمارهٔ ۵۷۲چشم ما پاک بود پاک حیا می داند
  6. شمارهٔ ۵۷۳دل آتش‌پرستم شعله از اخگر نمی‌داند
  7. شمارهٔ ۵۷۴به دل اضطرابی دعا می رساند
  8. شمارهٔ ۵۷۵شکفتن در ریاض خاطرم بیکار می‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.