پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۵

مرا چون غنچه هردم چاک دل از چاک می‌جوشد

ز کار بسته بند تازه‌ام چون تاک می‌جوشد

ز فیض خاکساری بر دهد نخل سرافرازی

نی سرکش برآر آتش که با خاشاک می‌جوشد؟

چنان از نرگس مخمور ساقی گشته‌ام بی‌خود

که بعد مرگ از خاک وجودم تاک می‌جوشد

به هرجا پرتو شمع جمالت گشت نور افشان

دل پروانه مانند سپند از خاک می‌جوشد

تجلی از فروغ حسن او زان گونه سرشار است

که آتش همچو خون از دیده‌های پاک می‌جوشد

سر هرکس حباب او شود عمر ابد یابد

زلال خضر از آن سرچشمه فتراک می‌جوشد

به جای سبزه نشتر می‌دمد از کشت امیدم

چو بی‌مهری که جای اختر از افلاک می‌جوشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۷می کنم پرواز ذوق جانفشانی را چه شد
  2. شمارهٔ ۵۶۸ز خوی سرکشی دل در بر امّید می‌رقصد
  3. شمارهٔ ۵۶۹تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد
  4. شمارهٔ ۵۷۰رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
  5. شمارهٔ ۵۷۱کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند
  6. شمارهٔ ۵۷۲چشم ما پاک بود پاک حیا می داند
  7. شمارهٔ ۵۷۳دل آتش‌پرستم شعله از اخگر نمی‌داند
  8. شمارهٔ ۵۷۴به دل اضطرابی دعا می رساند
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.