پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۸

اگر با دیده اعجاز محبت یار خواهد شد

نگاهم روشناس دولت دیدار خواهد شد

از او جز کشتن خود حاجت دیگر نمی خواهم

زبان را در ادب کی رخصت گفتار خواهد شد

کند گر همت پیر مغان یاری دینداران

سوال معنی پیچیده ای زنار خواهد شد

خمار توبه گر دردسرم ز این بیش خواهد داد

نگاه گرم می خونریز استغفار خواهد شد

حجاب عشق گر زینسان لب اظهار می بندد

میان ما و فرصت گفتگو بسیار خواهد شد

اسیر از یک نگاه گرم ساقی گشته بیطاقت

ندانم چون حریف ساغر سرشار خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۰دیوانه تو بار محبت نمی کشد
  2. شمارهٔ ۵۶۱بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد
  3. شمارهٔ ۵۶۲ز آسمان محبت چه وحی نازل شد
  4. شمارهٔ ۵۶۳عالم از جلوه تو خرم شد
  5. شمارهٔ ۵۶۴گرچه مجنون را محبت از هوس زایل نشد
  6. شمارهٔ ۵۶۵مرا چون غنچه هردم چاک دل از چاک می‌جوشد
  7. شمارهٔ ۵۶۶در محبت اشک و آه بی محابا را چه شد
  8. شمارهٔ ۵۶۷می کنم پرواز ذوق جانفشانی را چه شد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.