پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۵

جنون داغی ز سودای تو باشد

چمن بویی ز گلهای تو باشد

سراپا دیده شد آیینه دل

که حیران تماشای تو باشد

اگر سرو است اگر شمشاد اگر شمع

فدای قد رعنای تو باشد

اگر نرگس اگر مینا اگر جام

هلاک چشم شهلای تو باشد

گذشتم از گناه دل گذشتم

بگو ممنون غمهای تو باشد

چکد از بوی گل خون دل من

دل یک غنچه گر جای تو باشد

اسیر از دیده گلچین بهشت است

چو مشغول تماشای تو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۷جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد
  2. شمارهٔ ۵۵۸اگر با دیده اعجاز محبت یار خواهد شد
  3. شمارهٔ ۵۵۹دمی که از نگهت سرمه ستم نکشد
  4. شمارهٔ ۵۶۰دیوانه تو بار محبت نمی کشد
  5. شمارهٔ ۵۶۱بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد
  6. شمارهٔ ۵۶۲ز آسمان محبت چه وحی نازل شد
  7. شمارهٔ ۵۶۳عالم از جلوه تو خرم شد
  8. شمارهٔ ۵۶۴گرچه مجنون را محبت از هوس زایل نشد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.