پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۷

گریختم که به گرد ره تو کس نرسد

گداختم که به آیینه ات نفس نرسد

به غنچه از گل همراهی صبا چه رسید؟

کسی به کام دل از سعی هیچ کس نرسد

بهار سوختگی را طراوت دگر است

اگر چه گل چمن آرا بود به خس نرسد

به شاهراه وفا نام شکوه کس نشنید

چه شد که ناله به درد دل جرس نرسد

اگر چه صحن گلستان طلسم آب و هواست

به گرد گوشه بی توشه قفس نرسد

سپند اشک به آتش فشان به گلشن دل

که آفتی به ثمرهای پیشرس نرسد

اسیر جذبه عشق از هوا مدار طمع

که فیض بال هما از پر مگس نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۹جایی که حکم ناله شبگیر می رسد
  2. شمارهٔ ۵۵۰شوق ره گم کرده‌ای از وادیِ دل می‌رسد
  3. شمارهٔ ۵۵۱دل اگر گم شده دلدار سلامت باشد
  4. شمارهٔ ۵۵۲کسی که داغ جنونش طراز سر باشد
  5. شمارهٔ ۵۵۳نوبهار است به میخانه مبارک باشد
  6. شمارهٔ ۵۵۴نگه یار گریبان تو باشد
  7. شمارهٔ ۵۵۵جنون داغی ز سودای تو باشد
  8. شمارهٔ ۵۵۶خوشا آن دل که سرگرم غمِ جانانه‌ای باشد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.