پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۲

کسی که داغ جنونش طراز سر باشد

به هر کجا که رود نور در نظر باشد

ز خاکساری آن مرغ گل کند پرواز

که سایه قفسش نقش بال و پر باشد

به جان رشک خدایا که قاصد ما را

جواب نامه فراموشی خبر باشد

خبر ز یار گرفتن کجا اسیر کجا

همین بس است که از خویش بیخبر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۴نگه یار گریبان تو باشد
  2. شمارهٔ ۵۵۵جنون داغی ز سودای تو باشد
  3. شمارهٔ ۵۵۶خوشا آن دل که سرگرم غمِ جانانه‌ای باشد
  4. شمارهٔ ۵۵۷جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد
  5. شمارهٔ ۵۵۸اگر با دیده اعجاز محبت یار خواهد شد
  6. شمارهٔ ۵۵۹دمی که از نگهت سرمه ستم نکشد
  7. شمارهٔ ۵۶۰دیوانه تو بار محبت نمی کشد
  8. شمارهٔ ۵۶۱بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.