پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۸

وفا به مهر و عداوت به کین نمی‌ارزد

گشاد کار به چین جبین نمی‌ارزد

زمانه گر شود آیینه‌دار امیدت

به حسرت نگه واپسین نمی‌ارزد

بنای ملک سلیمان کدورت‌آباد است

به چین حلقه نقش نگین نمی‌ارزد

دلم در آتش اوضاع روزگار گداخت

دوروزه عمر به آن و به این نمی‌ارزد

گرفتم آنکه ز پستی به عرش رفتی اسیر

به خاکمالی دام زمین نمی‌ارزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۰نیم داغ گلی تا هر دو رویم یک هوا سوزد
  2. شمارهٔ ۵۴۱دل رمیده به صد آب و تاب می سوزد
  3. شمارهٔ ۵۴۲نه همین نامه چو شمع از خبرم می سوزد
  4. شمارهٔ ۵۴۳جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک می‌ریزد
  5. شمارهٔ ۵۴۴توفیق در این بادیه رهبر نشناسد
  6. شمارهٔ ۵۴۵دیوانه او غیر تحمل نشناسد
  7. شمارهٔ ۵۴۶جان سختی دلم را بیداد می شناسد
  8. شمارهٔ ۵۴۷گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.