پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۲

گریبان رشک گلشن می توان کرد

گل چاکی به دامن می توان کرد

بنازم انتقام سینه صافی

چها با جان دشمن می توان کرد

چمن پیرا ندانم جلوه کیست

گل ناچیده خرمن می توان کرد

به کشتی رام یک دل می توان بود

تماشای رمیدن می توان کرد

گداز حیرتم کامل عیار است

مرا در ساغر من می توان کرد؟

غبارم کرد اسیر آن گردش چشم

طواف مشهد من می توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۴هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
  2. شمارهٔ ۵۳۵دلی کجاست که سامان عیش ما گیرد
  3. شمارهٔ ۵۳۶زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرد
  4. شمارهٔ ۵۳۷ز اشکم غنچه در هرجا گلاب رنگ می‌گیرد
  5. شمارهٔ ۵۳۸وفا به مهر و عداوت به کین نمی‌ارزد
  6. شمارهٔ ۵۳۹سررشته جنون ره اهل هوس نزد
  7. شمارهٔ ۵۴۰نیم داغ گلی تا هر دو رویم یک هوا سوزد
  8. شمارهٔ ۵۴۱دل رمیده به صد آب و تاب می سوزد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.