پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۶

نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذرد

ریگ این بادیه چون برق هم از سرگذرد

دل دریا شود آتشکده داغ نهان

نسبت اشکم اگر در دل گوهر گذرد

آنکه رحمت کند آرایش دیوان گناه

صرفه آن است که از کرده ما درگذرد

تا دهد نامه مستان به فراموشی غم

بال موج قدح از بال کبوتر گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۸کسی که در دل خود از نیاز می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۵۲۹آفتی وام می توانم کرد
  3. شمارهٔ ۵۳۰ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۵۳۱رخی از باده رخشان می توان کرد
  5. شمارهٔ ۵۳۲گریبان رشک گلشن می توان کرد
  6. شمارهٔ ۵۳۳وفا با خاکساری می توان کرد
  7. شمارهٔ ۵۳۴هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
  8. شمارهٔ ۵۳۵دلی کجاست که سامان عیش ما گیرد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.