پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۱

بسکه دارم به دل محبت درد

درد جویم ز یار و طاقت درد

شاد از آنم که آشنا شده است

با لب زخم من شکایت درد

می ربایند مو به مو از هم

عضو عضو مرا ز لذت درد

ما کجا تلخی دوا ز کجا

می گریزیم در حمایت درد

ناله می روید از نی تیرش

در دل ما به ذوق عشرت درد

استخوانم به خویش می بالد

هر نفس زیر بار منت درد

بند بندم طلسم شور نی است

تا نمکسود شد ز لذت درد

زده عشقت صلای مهمانی

داغ ما را به خوان قسمت درد

می کنم جان فدای گرمی عشق

دل اسیر وفای راحت درد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۳نیست درویش آنکه از تاراج عزت بگذرد
  2. شمارهٔ ۵۲۴یاد چشمت سرگران تا چند از دل بگذرد
  3. شمارهٔ ۵۲۵گر آسمان زکینه دیرینه بگذرد
  4. شمارهٔ ۵۲۶نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذرد
  5. شمارهٔ ۵۲۷در دلم یاد یار می گذرد
  6. شمارهٔ ۵۲۸کسی که در دل خود از نیاز می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۵۲۹آفتی وام می توانم کرد
  8. شمارهٔ ۵۳۰ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.