پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۱

گل پژمرده، رنگی غیر حسرت برنمی‌دارد

دل افسرده، داغی جز خجالت برنمی‌دارد

شهید جلوه او خاطر آسوده‌ای دارد

که خوابش سر ز بالین تا قیامت برنمی‌دارد

ندانم چون کریم از خجلت سائل برون آید

دلی تا خون نگردد رنگ منت برنمی‌دارد

دل دیوانه از قید عالم رسته‌ای دارم

که ناز مهر و تمکین عداوت برنمی‌دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۳تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد
  2. شمارهٔ ۵۰۴دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد
  3. شمارهٔ ۵۰۵گر دست هوای تو به دلها نگذارد
  4. شمارهٔ ۵۰۶نه تنها صبر با کم آرزوی بیش نگذارد
  5. شمارهٔ ۵۰۷اگر بینش ز مژگان پر برآرد
  6. شمارهٔ ۵۰۸جذب نگهت جام می از تاک برآرد
  7. شمارهٔ ۵۰۹خواب اگر پی به سرگریه شبگیر آرد
  8. شمارهٔ ۵۱۰دلم وحشی شود رازش اگر لب بر زبان آرد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.