پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۹

ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد

به زیر خرقه می ناب تازگی دارد

به بزم دل چه گل از دیده می توان چیدن

چراغ در شب مهتاب تازگی دارد

گزند نیست گر اندیشه گزندی نیست

سپند مجلس احباب تازگی دارد

ندید گوش گران غفلت آنکه می گوید

به چشم حلقه در خواب تازگی دارد

در آن دیار که بر دشمنان نمی خندند

ستم ظریفی احباب تازگی دارد

زحلقه حلقه زنجیر و قطره قطره اشک

بهار و شبنم و سیماب تازگی دارد

سبک عنانی اگر شرط ناخدا است اسیر

گران رکابی گرداب تازگی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۱گل پژمرده، رنگی غیر حسرت برنمی‌دارد
  2. شمارهٔ ۵۰۲به بزم شیخ و برهمن نشستنی دارد
  3. شمارهٔ ۵۰۳تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد
  4. شمارهٔ ۵۰۴دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد
  5. شمارهٔ ۵۰۵گر دست هوای تو به دلها نگذارد
  6. شمارهٔ ۵۰۶نه تنها صبر با کم آرزوی بیش نگذارد
  7. شمارهٔ ۵۰۷اگر بینش ز مژگان پر برآرد
  8. شمارهٔ ۵۰۸جذب نگهت جام می از تاک برآرد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.