پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۷

شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد

در سیه خانه شب جلوه لیلی دارد

حرفی از اول ارشاد (و) جنون می پرسم

مصرع ناله زنجیر چه معنی دارد

سبزه گل می کند از دامن مژگان سیاه

بخت عاشق نظر از سایه طوبی دارد

مست و هشیار درین میکده گشتند غبار

کس ندانست که گردون به که دعوی دارد

هرگز آهوی نگاه تو نشد رام اسیر

دل خود را به چه صیاد تسلی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۹ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد
  2. شمارهٔ ۵۰۰دل به یاد تو زهر چاک هلالی دارد
  3. شمارهٔ ۵۰۱گل پژمرده، رنگی غیر حسرت برنمی‌دارد
  4. شمارهٔ ۵۰۲به بزم شیخ و برهمن نشستنی دارد
  5. شمارهٔ ۵۰۳تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد
  6. شمارهٔ ۵۰۴دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد
  7. شمارهٔ ۵۰۵گر دست هوای تو به دلها نگذارد
  8. شمارهٔ ۵۰۶نه تنها صبر با کم آرزوی بیش نگذارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.