پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۰

هر دل که غم همیشه دارد

در آب حیات ریشه دارد

دیوانه به عالمی نظر باز

هر ذره پری به شیشه دارد

بی سوز محبتی دلی نیست

تا قطره به شعله ریشه دارد

در بزم تو آفتاب گل باز

آیا دل ما چه پیشه دارد

کو حوصله نگاه ساقی

مست است و هز ار پیشه دارد

در کندن آشیان بلبل

گلبن از خار تیشه دارد

مستی به اسیر شد مسلم

زین باده که او به شیشه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۲تغافل در نگه پنهان که دارد
  2. شمارهٔ ۴۹۳محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد
  3. شمارهٔ ۴۹۴زاهد از سبحه رشته ای دارد
  4. شمارهٔ ۴۹۵فقر هم خودنمایی ای دارد
  5. شمارهٔ ۴۹۶حباب با دل من آشنایی ای دارد
  6. شمارهٔ ۴۹۷شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد
  7. شمارهٔ ۴۹۸ز خود هم می گریزد راز پنهان کسی دارد
  8. شمارهٔ ۴۹۹ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.