پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

تغافل در نگه پنهان که دارد

تبسم زیر لب خندان که دارد

ز مژگان می نویسم سطر اشکی

سواد نسخه طوفان که دارد

دل صد پاره دارم در گریبان

گل صدبرگ در دامان که دارد

سراغش می دهم دیوانه اش من

سری در سایه مژگان که دارد

فرنگستانی از هر گردش چشم

که دارد ای مسلمانان که دارد

اسیر از راست بازار محبت

سراغ درد بیدرمان که دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴زاهد از سبحه رشته ای دارد
  2. شمارهٔ ۴۹۵فقر هم خودنمایی ای دارد
  3. شمارهٔ ۴۹۶حباب با دل من آشنایی ای دارد
  4. شمارهٔ ۴۹۷شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد
  5. شمارهٔ ۴۹۸ز خود هم می گریزد راز پنهان کسی دارد
  6. شمارهٔ ۴۹۹ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد
  7. شمارهٔ ۵۰۰دل به یاد تو زهر چاک هلالی دارد
  8. شمارهٔ ۵۰۱گل پژمرده، رنگی غیر حسرت برنمی‌دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.