پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۵

ز رنگین شیوه ها گلزار بلبل آفرین دارد

تبسم زیر لب خنجر به کف چین بر جبین دارد

ز گرد کین دل گر شیشه بینی آب شمشیر است

چو دشمن صاف گردد زهر در زیر نگین دارد

چه بیدود آتشی دارد قناعت گلخنش گلشن

جدا هر شعله صد گنج شرر در آستین دارد

خراش ناله زنجیر دام عیش می گردد

گرفتار جنون کی خاطر اندوهگین دارد

به کشت بی نیازی قطره باران دل پاک است

به جای خوشه این حاصل گهر در آستین دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۷نگه در دیده اندام تو دارد
  2. شمارهٔ ۴۸۸نه اشک است اینکه بی یاد تو در چشمم غلو دارد
  3. شمارهٔ ۴۸۹بوی گل و روی ماه دارد
  4. شمارهٔ ۴۹۰هر دل که غم همیشه دارد
  5. شمارهٔ ۴۹۱دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد
  6. شمارهٔ ۴۹۲تغافل در نگه پنهان که دارد
  7. شمارهٔ ۴۹۳محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد
  8. شمارهٔ ۴۹۴زاهد از سبحه رشته ای دارد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.