پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات

۸۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ آسودگی کجا دل بیتاب من کجا
  2. شمارهٔ ۲ من و بزمی که به مژگان نرسد خواب آنجا
  3. شمارهٔ ۳ دل و جان سیرگاه یار خواه اینجا و خواه آنجا
  4. شمارهٔ ۴ بحر عشق است و وفا گوهر پاک است اینجا
  5. شمارهٔ ۵ بی غنچه و لاله داغ پیدا
  6. شمارهٔ ۶ جنون نمی کند از خویشتن جدا ما را
  7. شمارهٔ ۷ روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را
  8. شمارهٔ ۸ از بسکه غمت گداخت ما را
  9. شمارهٔ ۹ به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را
  10. شمارهٔ ۱۰ سیرکن نو رسیده ما را
  11. شمارهٔ ۱۱ هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را
  12. شمارهٔ ۱۲ اندیشه کند قبله شکیبایی ما را
  13. شمارهٔ ۱۳ یا جلوه مده فرشته ها را
  14. شمارهٔ ۱۴ فسونی خوانده چشمت شیشه‌ها را
  15. شمارهٔ ۱۵ به دل دوزد نگاهت سینه‌ها را
  16. شمارهٔ ۱۶ گفتن راز چرا عربده پرداز چرا
  17. شمارهٔ ۱۷ گر یار در دل است عبث آرزو چرا
  18. شمارهٔ ۱۸ چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را
  19. شمارهٔ ۱۹ زوالی نیست دست پیشتر را
  20. شمارهٔ ۲۰ چو آیینه در دل گدازم نفس را
  21. شمارهٔ ۲۱ کرده ام از خون دل خالی ایاغ خویش را
  22. شمارهٔ ۲۲ داشتی مخصوص من تا لطف عام خویش را
  23. شمارهٔ ۲۳ بسکه با حیرت برآوردیم کام خویش را
  24. شمارهٔ ۲۴ آنکه گرداند ز ما دانسته راه خویش را
  25. شمارهٔ ۲۵ در دل گداختیم تمنای خویش را
  26. شمارهٔ ۲۶ مو به مو مژگان تر باید شکار عشق را
  27. شمارهٔ ۲۷ لاله می روید ز بستر ناتوان عشق را
  28. شمارهٔ ۲۸ مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را
  29. شمارهٔ ۲۹ نفریبد به خیال نگهت خواب مرا
  30. شمارهٔ ۳۰ با تمنای تو بسیار حساب است مرا
  31. شمارهٔ ۳۱ دل و درد تو که صبر است و قرار است مرا
  32. شمارهٔ ۳۲ خواب، پرواز حرام است مرا
  33. شمارهٔ ۳۳ سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا
  34. شمارهٔ ۳۴ ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
  35. شمارهٔ ۳۵ از دل مردم عالم خبری نیست مرا
  36. شمارهٔ ۳۶ بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
  37. شمارهٔ ۳۷ کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
  38. شمارهٔ ۳۸ باده چون زور آورد هشیار می‌سازد مرا
  39. شمارهٔ ۳۹ پرکاویدم دل خودم را
  40. شمارهٔ ۴۰ جنون به مستی و هشیاری آزمود مرا
  41. شمارهٔ ۴۱ لعلت زجام شیر و شکر می دهد مرا
  42. شمارهٔ ۴۲ چمن جلوه کن غبار مرا
  43. شمارهٔ ۴۳ عشق ساغر داده شوق تشنه دیدار مرا
  44. شمارهٔ ۴۴ گر به دام افتد هوای گلستان در سر مرا
  45. شمارهٔ ۴۵ شد ذوق خاکساری اول هوس مرا
  46. شمارهٔ ۴۶ چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا
  47. شمارهٔ ۴۷ پرورده لطف سایه ات امید و بیم را
  48. شمارهٔ ۴۸ گل گل شکفتی از می و افروختی مرا
  49. شمارهٔ ۴۹ کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را
  50. شمارهٔ ۵۰ گر صدق کلامت ندهد بال یقین را
  51. شمارهٔ ۵۱ اگر ز درد نشانی بود فغان تو را
  52. شمارهٔ ۵۲ کرده نور دیده خود خواب شیرین تو را
  53. شمارهٔ ۵۳ کی ز دل بیرون کنم درد تمنای تو را
  54. شمارهٔ ۵۴ اضطراب دل به من گفت آمدن‌های تو را
  55. شمارهٔ ۵۵ نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
  56. شمارهٔ ۵۶ کرده ای جیقه جیقه ابرو را
  57. شمارهٔ ۵۷ رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را
  58. شمارهٔ ۵۸ داد تاراج مزن صبر نینباشته را
  59. شمارهٔ ۵۹ چشمت به خاک ریخته خون پیاله را
  60. شمارهٔ ۶۰ گر دلم پنهان نسازد در غبار آیینه را

متن اشعار به نقل از گنجور.