پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

کرده نور دیده خود خواب شیرین تو را

کس ندارد دولت بیدار بالین تو را

خواب در چشمم نمی آید که یک ره چون رکاب

پرده ای از دیده سازم خانه زین تو را

خنده اش چون غنچه می گردید زیر لب گره

گل اگر می دید شرم برگ نسرین تو را

یا رب از پرواز ماند بال نسر طایرش

گر ز صیدم باز دارد چرخ شاهین تو را

همچو جوهر جوشد از تیغ زبانم حرف شکر

گر به کام خویش بینم خنجر کین تو را

گیرد از مژگان دل آشفته سرمشق جنون

دیده گر درخواب بیند خط مشکین تو را

ای خوش آن بخت بلندی کز پی صید اسیر

مشرق خورشید بینم خانه زین تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴اضطراب دل به من گفت آمدن‌های تو را
  2. شمارهٔ ۵۵نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
  3. شمارهٔ ۵۶کرده ای جیقه جیقه ابرو را
  4. شمارهٔ ۵۷رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را
  5. شمارهٔ ۵۸داد تاراج مزن صبر نینباشته را
  6. شمارهٔ ۵۹چشمت به خاک ریخته خون پیاله را
  7. شمارهٔ ۶۰گر دلم پنهان نسازد در غبار آیینه را
  8. شمارهٔ ۶۱داده ای ذوق شراب بی خمار آیینه را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.