پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

اضطراب دل به من گفت آمدن‌های تو را

بی‌خودی هم کرد سرگوشی سخن‌های تو را

شرم خوب است اینقدر نیرنگ اما خوب نیست

چون کنم نظاره در یک آن چمن‌های تو را

گلشن بخشش جدا وحشتگه پرسش کجا

محشر دیگر بود رنگین کفن‌های تو را

گر توانم کرد شرح ناز و تفسیر نیاز

کی توانم گفت رام دل شدن‌های تو را

شعله گر صد رنگ افروزد همان افسرده است

وقت مستی دیده‌ام افروختن‌های تو را

از تماشا دیده نرگس چراغان می‌شود

گر ببیند شوخی چشمک زدن‌های تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶کرده ای جیقه جیقه ابرو را
  2. شمارهٔ ۵۷رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را
  3. شمارهٔ ۵۸داد تاراج مزن صبر نینباشته را
  4. شمارهٔ ۵۹چشمت به خاک ریخته خون پیاله را
  5. شمارهٔ ۶۰گر دلم پنهان نسازد در غبار آیینه را
  6. شمارهٔ ۶۱داده ای ذوق شراب بی خمار آیینه را
  7. شمارهٔ ۶۲برده ای دل از میان آیینه را
  8. شمارهٔ ۶۳مست تو جلوه گر دهد جام جهان نمای را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.