پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

نگه دزد فریبد رم آن بدخو را

مژه برهم نزنم تا نکنم صید او را

چه غباری که پری دیده آشوبی نیست

تا نظر کرده ای از گردش چشم آهو را

گشت عمری که نظرکرده خورشید دل است

می دمد صبح به هر جا که نهم پهلو را

دشت را ناله ناقوس دلم بتکده ساخت

چون نگاه تو فرنگی نکشد آهو را

در نظر سیر تماشای ضیایی دارم

صیقل از گریه دهم آینه زانو را

هرزه خندی نشود گوشزد غنچه اسیر

باغبان در کند از باغ گل خودرو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را
  2. شمارهٔ ۵۸داد تاراج مزن صبر نینباشته را
  3. شمارهٔ ۵۹چشمت به خاک ریخته خون پیاله را
  4. شمارهٔ ۶۰گر دلم پنهان نسازد در غبار آیینه را
  5. شمارهٔ ۶۱داده ای ذوق شراب بی خمار آیینه را
  6. شمارهٔ ۶۲برده ای دل از میان آیینه را
  7. شمارهٔ ۶۳مست تو جلوه گر دهد جام جهان نمای را
  8. شمارهٔ ۶۴مکن در کار گلشن جلوه‌های انتخابی را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.