پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

چشمت به خاک ریخته خون پیاله را

بخشیده توتیای نگه چشم لاله را

تا با خیال زلف تو پیوند کرده ام

پیچیده ام به رشته جان تار ناله را

از تاب درد کیست ندانم که نوبهار

تبخاله کرده بر لب جو داغ لاله را

گر بی رخ تو صبح به گلشن رود اسیر

سازد ز گریه داغ دل غنچه ژاله را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱داده ای ذوق شراب بی خمار آیینه را
  2. شمارهٔ ۶۲برده ای دل از میان آیینه را
  3. شمارهٔ ۶۳مست تو جلوه گر دهد جام جهان نمای را
  4. شمارهٔ ۶۴مکن در کار گلشن جلوه‌های انتخابی را
  5. شمارهٔ ۶۵دلم آیینه گر شرمندگی را
  6. شمارهٔ ۶۶جواب از خود رود چون بر زبان آری سؤالی را
  7. شمارهٔ ۶۷چه دردسر دهم دیوانگی با سخت‌جانی را
  8. شمارهٔ ۶۸به پیری بازگشتی هست لازم هر جوانی را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.