پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

دلم آیینه گر شرمندگی را

وجودم داغ دارد بندگی را

خجل دارد دل کم فرصت من

فروزان اختر فرخندگی را

متاع کاسدم می کاهد از بیم

که بفروشم سلم ار زندگی را

چه ناشایسته وضعم وای بر من

ز خجلت می گدازم زندگی را

مرا می زیبد الحق ناخدایی

چه رنگین کرده ام زیبندگی را

تلافی چون کنم هر چند بخشند

به عمرم گوهر پایندگی را

زعصیانهای رنگارنگ فریاد

به تنگ آورده ام شرمندگی را

اطاعت پیشگی بر من مسلم

اسیر کفر دارم بندگی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷چه دردسر دهم دیوانگی با سخت‌جانی را
  2. شمارهٔ ۶۸به پیری بازگشتی هست لازم هر جوانی را
  3. شمارهٔ ۶۹نماید جلوه‌اش اکسیر جان‌ها خاک‌راهی را
  4. شمارهٔ ۷۰جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
  5. شمارهٔ ۷۱فهمیده چشم شوخ تو حال خراب ما
  6. شمارهٔ ۷۲نکرده شکوه بیجا زیارت لب ما
  7. شمارهٔ ۷۳شد شیشه خانه باغ دل از جان سخت ما
  8. شمارهٔ ۷۴رام اطاعتیم و کشاکش کمند ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.