پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

نکرده شکوه بیجا زیارت لب ما

اثر ز خود رود از انتعاش یارب ما

نه از نزاع وبالی نه از جدل خللی

فروغ آینه صاف ماست کوکب ما

غبار خاطر پرواز گل نمی گردیم

قضا به شهپر عنقا نوشته مطلب ما

ریاض غفلت از این چشمه می شود سیراب

چگونه صبح نخندد به گریه شب ما

سماع ذره و بیتابی شرار یکی است

کشید سرمه وحدت به دیده مطلب ما

به بزم یار چراغان باده رنگین تر

نسب به شوخی مشرب رسانده مذهب ما

خط تو دعوی اعجاز می تواند کرد

بنفشه زار ارم رشک برده از شب ما

نوید عمر ابد می دهد اسیر تو را

درآسمان اثر انتظار یارب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴رام اطاعتیم و کشاکش کمند ما
  2. شمارهٔ ۷۵ارغوان زار شفق یک آتش بی دود ما
  3. شمارهٔ ۷۶زلف ساقی گر نیندازد گره در کار ما
  4. شمارهٔ ۷۷گر ندانی تا قیامت راز ما
  5. شمارهٔ ۷۸چه حرف مهر و وفا گوش کرده ای از ما
  6. شمارهٔ ۷۹گردش چشم تغافل ساغر لبریز ما
  7. شمارهٔ ۸۰آیینه شود دود چراغ نفس ما
  8. شمارهٔ ۸۱گردیده خوان نعمت وجه معاش ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.