پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

ارغوان زار شفق یک آتش بی دود ما

نرگسستان سحر یک اشک آه آلود ما

سجده ای کز جبهه گرد آستانش می برد

می توان دیدن ز سیمای جبین فرسود ما

عکس ماه نو شود در بحر چون ماهی کباب

ابر نیسان گر شود چشم شرار آلود ما

خاطر نازک نقاب آرزوهای دل است

رنگ گل زنگ است در آیینه مقصود ما

در لباس تیره بختی مشق شهرت کرده است

عنبر سارا ز شرم آه مشک اندود ما

چشم آهو خجلت مژگان سیاهی می کشد

از نگاه گرم او در حلقه های دود ما

قرض نقد جان به جان کندن به جانان می دهند

باز می گویند همت خانه زاد جود ما

پیش بینی دارد از غیرت به دست آینه

بود ما نابود ما منظور ما مردود ما

موج بحر ساده لوحی در چه داند از صدف

شکوه را از شکر نشناسد لب خشنود ما

با وجود آنکه غفلت بود بالینش هنوز

همچو ما بیخواب می گردد شب مولود ما

بیزبانی هم به ذکری می برد نامش اسیر

دارد از حیرت عبادتخانه ای معبود ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷گر ندانی تا قیامت راز ما
  2. شمارهٔ ۷۸چه حرف مهر و وفا گوش کرده ای از ما
  3. شمارهٔ ۷۹گردش چشم تغافل ساغر لبریز ما
  4. شمارهٔ ۸۰آیینه شود دود چراغ نفس ما
  5. شمارهٔ ۸۱گردیده خوان نعمت وجه معاش ما
  6. شمارهٔ ۸۲غمش باشد شراب بیغش ما
  7. شمارهٔ ۸۳زخمی افسانه ناصح نگردد گوش ما
  8. شمارهٔ ۸۴تا شد ز یاد تو روشن چراغ ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.