پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

زخمی افسانه ناصح نگردد گوش ما

صاف رحمت می چکد از درد نوشانوش ما

بی سرو پا قطره ایم اما خروشی می کنیم

اینقدر هم بس که بر دریا گشود آغوش ما

توبه می فرماید اما می کشد پنهان شراب

زهره یک ساقی است از میخانه می نوش ما

با وجود آنکه باج مشرب از عالم گرفت

برنیاید با دل ما سعی کاهل کوش ما

گوشها کر بود،یاران مست و مطلب بیزبان

غنچه ها داریم فریاد از لب خاموش ما

عمر ما را دفتر خواب پریشان کرده است

خون هشیاری نگیرد هوش ما از هوش ما

انتخابی از دیار اختراع آورده ایم

بیخودی ها هوش از ما افسردگی ها جوش ما

در محبت همعنان و در قیامت همرکاب

سینه صافی سینه صافی ترک جوشن پوش ما

بار دهشت بسته ایم از کوی غفلت می رسیم

دست ما و دامن شرم فراغت کوش ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵دور چشم بد زسوز سینه غمناک ما
  2. شمارهٔ ۸۶سینه صاف است پیر ما خوشا احوال ما
  3. شمارهٔ ۸۷دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
  4. شمارهٔ ۸۸آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
  5. شمارهٔ ۸۹گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما
  6. شمارهٔ ۹۰درد عشق آشیانه دل ما
  7. شمارهٔ ۹۱بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
  8. شمارهٔ ۹۲هر چند تپید بسمل ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.