پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما

عبیر غنچه غبار خرابه دل ما

زموج چون نشناسد جوهر تیغش

هنوز شوق ندانسته گشت قاتل ما

حباب چشمه نزدیک راه تفرقه است

خراب سیل غبار است خانه دل ما

دمید دانه و در تنگنای خوشه خزید

به غیر عقده چه دید از گشاد مشگل ما

به یاد روی تو در آتشیم همچو اسیر

دل گداخته ما چراغ محفل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳جذبه‌ها زین کوشش بی‌بال و پر دیدیم ما
  2. شمارهٔ ۹۴خار و گل را جوش یک پیمانه می‌دانیم ما
  3. شمارهٔ ۹۵در محبت از جنون امداد می خواهیم ما
  4. شمارهٔ ۹۶از بسکه خورد نیش خموشی بیان ما
  5. شمارهٔ ۹۷شیشه بر خاره به صد رنگ زدن پیشه ما
  6. شمارهٔ ۹۸چه غم دارد دل از اندیشه ما
  7. شمارهٔ ۹۹ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
  8. شمارهٔ ۱۰۰از می دیگر است مستی ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.