پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

از می دیگر است مستی ما

سر ساغر به گردن مینا

واژگون است کار اهل جنون

خار بر سر زنیم و گل بر پا

پیچش زلف موج زنجیر است

خط سبز است نسخه سودا

یکدم از خون نمی شود خالی

بی تو هم چشم ماست ساغر ما

در جنون همچو گردباد آخر

زدم از آه خیمه بر صحرا

از دل تنگ دیده پر خون است

مایه از قطره دارد این دریا

ز آتش دوری تو می سوزد

دل جدا جان جدا اسیر جدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲جذبه شوق تو خضر ره آگاهی ما
  2. شمارهٔ ۱۰۳پری گشته آیینه دار هوا
  3. شمارهٔ ۱۰۴صبح است مست باده دوشینه هوا
  4. شمارهٔ ۱۰۵گردون ز بسکه برد غمت در دیارها
  5. شمارهٔ ۱۰۶از مهر تو سینه ها اثرها
  6. شمارهٔ ۱۰۷شمشیر تو قبله گاه سرها
  7. شمارهٔ ۱۰۸ای نام تو قبله زبان‌ها
  8. شمارهٔ ۱۰۹تا چند خبر پرسی از بی‌سروسامان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.