پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

گردون ز بسکه برد غمت در دیارها

از روز من گرفت سبق روزگارها

عمر ابد به خاک درت جان سپرد و گفت

مشت غبار رهگذر انتظارها

کردم زیاد روی تو روشن چراغ فال

از پرتو دلم شررستان غبارها؟

جوش بهار بگسلد از هم که از رخت

گل می زنیم بر سر لیل و نهارها

بر تربتم فشانی اگر آب زندگی

خیزد به جای گرد زخاکم شرارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷شمشیر تو قبله گاه سرها
  2. شمارهٔ ۱۰۸ای نام تو قبله زبان‌ها
  3. شمارهٔ ۱۰۹تا چند خبر پرسی از بی‌سروسامان‌ها
  4. شمارهٔ ۱۱۰زنجیری طره‌ات ختن‌ها
  5. شمارهٔ ۱۱۱قبله عالم میخانه خم ابروها
  6. شمارهٔ ۱۱۲ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها
  7. شمارهٔ ۱۱۳خوش بهاری است قدح‌نوشی‌ها
  8. شمارهٔ ۱۱۴دل آیینه خانه زنبور
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.