پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

صبح است مست باده دوشینه هوا

چاک است از تبسم گل سینه هوا

پر می زند چو باز شکاری قدح ز موج

بال تذرو دیده در آیینه هوا

کبک پیاله دل به شکفتن نمی دهد

گردیده می مصاحب دیرینه هوا

شبنم به روی گل چو مرصع پیاله ای است

از قطره قطره گوهر گنجینه هوا

بشکست شیشه توبه ما تا به باغ اسیر

خالی نشد دل پرش از کینه هوا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶از مهر تو سینه ها اثرها
  2. شمارهٔ ۱۰۷شمشیر تو قبله گاه سرها
  3. شمارهٔ ۱۰۸ای نام تو قبله زبان‌ها
  4. شمارهٔ ۱۰۹تا چند خبر پرسی از بی‌سروسامان‌ها
  5. شمارهٔ ۱۱۰زنجیری طره‌ات ختن‌ها
  6. شمارهٔ ۱۱۱قبله عالم میخانه خم ابروها
  7. شمارهٔ ۱۱۲ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها
  8. شمارهٔ ۱۱۳خوش بهاری است قدح‌نوشی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.