پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها

برگ گل از طراوت نامت سفینه‌ها

هرجا غمت رواج دهد گوهر شکست

بر سنگ خاره رشک برند آبگینه‌ها

گر از نسیم راز تو عالم چمن شود

بوی گل صفا دمد از گرد کینه‌ها

در جستجوی گوهر ذاتت فکنده چرخ

از روز و شب به قلزم غیرت سفینه‌ها

بخشیده حشمتت به سلیمان ملک فقر

از نقش پای مور کلید خزینه‌ها

دنیاپرست حسرت جاوید می‌برد

در خاک مانده از دل قارون دفینه‌ها

در جلوه‌گاه سنگدلان شو غبار اسیر

این است پاس خاطر آیینه سینه‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴دل آیینه خانه زنبور
  2. شمارهٔ ۱۱۵می‌رسد مست شکوه کاهی‌ها
  3. شمارهٔ ۱۱۶بس که می‌ترسم از جدایی‌ها
  4. شمارهٔ ۱۱۷دوزخ اقلیم خودنمایی‌ها
  5. شمارهٔ ۱۱۸سرو شوخ من بیا تنها بیا غافل بیا
  6. شمارهٔ ۱۱۹عارضت گلدسته باغ نظر دارم بیا
  7. شمارهٔ ۱۲۰سیرگاه قدح کشان مهتاب
  8. شمارهٔ ۱۲۱بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.