پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

دوزخ اقلیم خودنمایی‌ها

جان مرحله برهنه‌پایی‌ها

بسیار ز جانب وفاکیشان

شرمنده شدم ز آشنایی‌ها

خوابی است تمام عمر در عالم

تعبیرش داغ آشنایی‌ها

از عالم راه و رسم بیزارند

هم شهری و طرز روستایی‌ها

از بخت سیه امیدها دارم

در تاریکی است روشنایی‌ها

عاجز شده (ام) ز شکر نومیدی

رابح گشتم ز ناروایی‌ها

شایسته امتیاز گردیدم

دیدم از بس که خودستایی‌ها

دیدیم اسیر در گرفتاری

فارغ نخورد غم رهایی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹عارضت گلدسته باغ نظر دارم بیا
  2. شمارهٔ ۱۲۰سیرگاه قدح کشان مهتاب
  3. شمارهٔ ۱۲۱بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب
  4. شمارهٔ ۱۲۲موجها برده دل ز باغ در آب
  5. شمارهٔ ۱۲۳چه خوش افتاده عکس ماه در آب
  6. شمارهٔ ۱۲۴پری رخی است عرق کرده عکس ماه در آب
  7. شمارهٔ ۱۲۵عکس مهتاب کشیده است پریخانه در آب
  8. شمارهٔ ۱۲۶مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.