پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

چه خوش افتاده عکس ماه در آب

چیده آیینه دستگاه در آب

سر خط سینه صافیی دارد

مشق دل می کند نگاه در آب

همه در بحر اضطراب دلند

کس چه داند گل از گیاه در آب

در لباس است اعتبار همه

هست یکسان گدا و شاه در آب

داده ام دل به دست گریه اسیر

شسته ام نامه سیاه در آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵عکس مهتاب کشیده است پریخانه در آب
  2. شمارهٔ ۱۲۶مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب
  3. شمارهٔ ۱۲۷بهار سوختن گردیده شمع بزم ما امشب
  4. شمارهٔ ۱۲۸محبت خوش جناغی بسته وحشت الفت است امشب
  5. شمارهٔ ۱۲۹آنچه از ما می کشد حیرانی ما روز و شب
  6. شمارهٔ ۱۳۰داغ بر دل می گذارم روز و شب
  7. شمارهٔ ۱۳۱اگر دنیا اگر عقبا علی بن ابیطالب
  8. شمارهٔ ۱۳۲فلک آیینه اسکندر علی بن ابیطالب
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.