پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

پری رخی است عرق کرده عکس ماه در آب

بساط آینه وا می کند نگاه در آب

فریب خورده دل گر به طرف جو گذرد

حباب می شکند گوشه کلاه در آب

جنون نه زحمت کشتی کشد نه منت موج

به پای شوق تو وا کرده ایم راه در آب

ندید روی زمین جای یک دم آسایش

حباب رفت و بنا کرد خانقاه در آب

ز موجه عرق شرم پایمال شدیم

حباب ما نتواند کشیده آه در آب

نداد دردسر ناخدا غبار اسیر

گذر کند ز پل موج این گیاه در آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب
  2. شمارهٔ ۱۲۷بهار سوختن گردیده شمع بزم ما امشب
  3. شمارهٔ ۱۲۸محبت خوش جناغی بسته وحشت الفت است امشب
  4. شمارهٔ ۱۲۹آنچه از ما می کشد حیرانی ما روز و شب
  5. شمارهٔ ۱۳۰داغ بر دل می گذارم روز و شب
  6. شمارهٔ ۱۳۱اگر دنیا اگر عقبا علی بن ابیطالب
  7. شمارهٔ ۱۳۲فلک آیینه اسکندر علی بن ابیطالب
  8. شمارهٔ ۱۳۳دل را بسوز و درد نهان را دوا طلب
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.