پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

داغ بر دل می گذارم روز و شب

نقد هستی می شمارم روز و شب

گریه ای درکار آهی می کنم

گل به سنبل می شمارم روز و شب

نیستم چیزی که بسپارم به کس

دل به طاقت می سپارم روز و شب

آبرو بسیار می باید مرا

گوهر دل می فشانم روز و شب

غفلتم هر شب به رنگی جلوه داد

لوح خجلت می نگارم روز و شب

صبح و شامش گشته جای برق و مور

تخم امیدی که کارم روز و شب؟

جای نیت دل ز یادم می رود

خوش نمازی می گذارم روز و شب

دوستان از من نمی پرسد کسی

شکوه از دست که دارم روز و شب

لاله زار و سنبلستان است اسیر

در غمش اشکی که بارم روز و شب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲فلک آیینه اسکندر علی بن ابیطالب
  2. شمارهٔ ۱۳۳دل را بسوز و درد نهان را دوا طلب
  3. شمارهٔ ۱۳۴روز وصل است انتظار غریب
  4. شمارهٔ ۱۳۵می‌پرستی می‌دهد یادم نوای عندلیب
  5. شمارهٔ ۱۳۶از شوق دیده عقل چو تدبیر می گداخت
  6. شمارهٔ ۱۳۷می رنگ هوس در دل ویران من انداخت
  7. شمارهٔ ۱۳۸نازک شد از وفا دل و قدر جفا شناخت
  8. شمارهٔ ۱۳۹خون بود دل که لذت درد نهان شناخت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.