پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

عارضت گلدسته باغ نظر دارم بیا

انتظارت بیشتر از بیشتر دارم بیا

بی تماشای رخت گلدسته بند حسرتم

جان به لب خون در جگر گل در نظر دارم بیا

صبح محشر را نمکسود جراحت می کنم

با تو امشب یک دو حرف مختصر دارم بیا

بازگشتن گرچه هست اما وداع تربت است

می روم از خویشتن عزم سفر دارم بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب
  2. شمارهٔ ۱۲۲موجها برده دل ز باغ در آب
  3. شمارهٔ ۱۲۳چه خوش افتاده عکس ماه در آب
  4. شمارهٔ ۱۲۴پری رخی است عرق کرده عکس ماه در آب
  5. شمارهٔ ۱۲۵عکس مهتاب کشیده است پریخانه در آب
  6. شمارهٔ ۱۲۶مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب
  7. شمارهٔ ۱۲۷بهار سوختن گردیده شمع بزم ما امشب
  8. شمارهٔ ۱۲۸محبت خوش جناغی بسته وحشت الفت است امشب
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.