پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

می‌رسد مست شکوه کاهی‌ها

گله مشتاق عذرخواهی‌ها

از لبش بوسه‌ای طمع دارم

در گدایی است پادشاهی‌ها

سینه صافی بهشت راحت ماست

دوزخ کیست کینه‌خواهی‌ها

روز عید بهانه‌جویی‌هاست

وای بر جان بی‌گناهی‌ها

چه تغافل چه دشمنی چه نزاع

داد از دست کم‌نگاهی‌ها

با رمیدن چه رام می‌گردد

صف آهوی خوش‌نگاهی‌ها

نم رحمت چه بحر سامان است

روسفیدی است روسیاهی‌ها

با تپیدن چه آرمیدن‌هاست

کوه را برده بادکاهی‌ها

من کجا داغ‌های عشق اسیر

می‌گریزم از این سیاهی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷دوزخ اقلیم خودنمایی‌ها
  2. شمارهٔ ۱۱۸سرو شوخ من بیا تنها بیا غافل بیا
  3. شمارهٔ ۱۱۹عارضت گلدسته باغ نظر دارم بیا
  4. شمارهٔ ۱۲۰سیرگاه قدح کشان مهتاب
  5. شمارهٔ ۱۲۱بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب
  6. شمارهٔ ۱۲۲موجها برده دل ز باغ در آب
  7. شمارهٔ ۱۲۳چه خوش افتاده عکس ماه در آب
  8. شمارهٔ ۱۲۴پری رخی است عرق کرده عکس ماه در آب
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.