پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

دل آیینه خانه زنبور

دیده سوی دلم نهانی‌ها

شیشه‌ام از نگاه می‌شکند

کرده‌ام یاد سخت‌جانی‌ها

بلبلم نغمه‌سنج حیرانی

دیده گلزار بیزبانی‌ها

حسن سیر بهار تنهایی است

ما و مجنون و سرگرانی‌ها

جلوه در پای جلوه می‌ریزد

سرو می‌ماند از روانی‌ها

اینقدر شوخی اینقدر تمکین

مردم از دست پاسبانی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶بس که می‌ترسم از جدایی‌ها
  2. شمارهٔ ۱۱۷دوزخ اقلیم خودنمایی‌ها
  3. شمارهٔ ۱۱۸سرو شوخ من بیا تنها بیا غافل بیا
  4. شمارهٔ ۱۱۹عارضت گلدسته باغ نظر دارم بیا
  5. شمارهٔ ۱۲۰سیرگاه قدح کشان مهتاب
  6. شمارهٔ ۱۲۱بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب
  7. شمارهٔ ۱۲۲موجها برده دل ز باغ در آب
  8. شمارهٔ ۱۲۳چه خوش افتاده عکس ماه در آب
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.