پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

ای نام تو قبله زبان‌ها

چشم دل‌ها چراغ جان‌ها

آیینه راز توست عالم

پیداست ز نام‌ها نشان‌ها

ویران شده نسیم شوقت

مانند حباب خانمان‌ها

سرمنزل توست بی‌نشانی

گرد ره کیست کاروان‌ها؟

شوق تو به هر دلی که افتاد

پر کرد ز خاک‌ها دکان‌ها

فرسوده سجده در تو

تا در فرق جبین آسمان‌ها

گردید اسیر از دل تو

آیینه گر یقین گمان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰زنجیری طره‌ات ختن‌ها
  2. شمارهٔ ۱۱۱قبله عالم میخانه خم ابروها
  3. شمارهٔ ۱۱۲ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها
  4. شمارهٔ ۱۱۳خوش بهاری است قدح‌نوشی‌ها
  5. شمارهٔ ۱۱۴دل آیینه خانه زنبور
  6. شمارهٔ ۱۱۵می‌رسد مست شکوه کاهی‌ها
  7. شمارهٔ ۱۱۶بس که می‌ترسم از جدایی‌ها
  8. شمارهٔ ۱۱۷دوزخ اقلیم خودنمایی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.