پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

شمشیر تو قبله گاه سرها

پروانه ناوکت جگرها

پرواز وفاست گلفشان تر

بر باد دهیم بال و پرها

چون برق که بر شفق بتابد

تیغت زده بر صف جگرها

از پرتو آفتاب رویت

گردیده غبارها شررها

صبر است که رام می کند دل

سنگ است متاع شیشه گرها

در آینه دلم چو دیدی

بیگانه نبودی اینقدرها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹تا چند خبر پرسی از بی‌سروسامان‌ها
  2. شمارهٔ ۱۱۰زنجیری طره‌ات ختن‌ها
  3. شمارهٔ ۱۱۱قبله عالم میخانه خم ابروها
  4. شمارهٔ ۱۱۲ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها
  5. شمارهٔ ۱۱۳خوش بهاری است قدح‌نوشی‌ها
  6. شمارهٔ ۱۱۴دل آیینه خانه زنبور
  7. شمارهٔ ۱۱۵می‌رسد مست شکوه کاهی‌ها
  8. شمارهٔ ۱۱۶بس که می‌ترسم از جدایی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.