پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

تا چند خبر پرسی از بی‌سروسامان‌ها

دیوانه کجا باشد در کوه و بیابان‌ها

شوریده‌تر ای قمری آشفته‌تر ای مجنون

او سرو گلستان‌ها من خار بیابان‌ها

آشفته شوم بی‌تو آسوده شوی بی‌من

دیدارپرستی‌ها منت‌کش حرمان‌ها

آمیزش یک‌رنگی آیینه تماشا کن

گرد من و بوی گل سرکار چراغان‌ها

دلتنگی عالم را ضامن شده‌ام بی‌تو

خاکم نزند آبی بر روی گلستان‌ها

عشق من و خوی تو آیینه رسوایی

رنگ گل و جوش می پیدایی و پنهان‌ها

سرکرده گل‌هایی دیوانه اسیر از تو

تا کی نشود نظمش سر دفتر دیوان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱قبله عالم میخانه خم ابروها
  2. شمارهٔ ۱۱۲ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها
  3. شمارهٔ ۱۱۳خوش بهاری است قدح‌نوشی‌ها
  4. شمارهٔ ۱۱۴دل آیینه خانه زنبور
  5. شمارهٔ ۱۱۵می‌رسد مست شکوه کاهی‌ها
  6. شمارهٔ ۱۱۶بس که می‌ترسم از جدایی‌ها
  7. شمارهٔ ۱۱۷دوزخ اقلیم خودنمایی‌ها
  8. شمارهٔ ۱۱۸سرو شوخ من بیا تنها بیا غافل بیا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.