پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

از مهر تو سینه ها اثرها

وز داغ تو دیده ها نظرها

پرواز فنا چه بی نشان است

در سینه نهفته بال و پرها

کم قدری اوج اعتبار است

افزون شده ام ز بیشترها

شایستگی عداوتم نیست

پر منفعلم ز کینه ورها

هر چند شکسته می نویسی

از خط تو صیقلی بصرها

شبهای سیاه ما چراغان

از مهر تو شامها سحرها

احوال اسیر چند پرسی

سرکرده خیل بیخبرها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸ای نام تو قبله زبان‌ها
  2. شمارهٔ ۱۰۹تا چند خبر پرسی از بی‌سروسامان‌ها
  3. شمارهٔ ۱۱۰زنجیری طره‌ات ختن‌ها
  4. شمارهٔ ۱۱۱قبله عالم میخانه خم ابروها
  5. شمارهٔ ۱۱۲ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها
  6. شمارهٔ ۱۱۳خوش بهاری است قدح‌نوشی‌ها
  7. شمارهٔ ۱۱۴دل آیینه خانه زنبور
  8. شمارهٔ ۱۱۵می‌رسد مست شکوه کاهی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.