پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

جذبه شوق تو خضر ره آگاهی ما

می گدازد نفس برق ز همراهی ما

خضر در قافله گمشدگان بسیار است

دست آگاهی ما دامن گمراهی ما

ساغر زهر به کام (و) لب خندان داریم

خصم در آتش رشک است ز کین خواهی ما

تهمت بینش و محرومی دیدار بلاست

خنده گل می کند از گلشن آگاهی ما

خجل از روح نظیری و ظهوری است اسیر

چه نماید بر آتش نفسان داهی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴صبح است مست باده دوشینه هوا
  2. شمارهٔ ۱۰۵گردون ز بسکه برد غمت در دیارها
  3. شمارهٔ ۱۰۶از مهر تو سینه ها اثرها
  4. شمارهٔ ۱۰۷شمشیر تو قبله گاه سرها
  5. شمارهٔ ۱۰۸ای نام تو قبله زبان‌ها
  6. شمارهٔ ۱۰۹تا چند خبر پرسی از بی‌سروسامان‌ها
  7. شمارهٔ ۱۱۰زنجیری طره‌ات ختن‌ها
  8. شمارهٔ ۱۱۱قبله عالم میخانه خم ابروها
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.