پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

چه غم دارد دل از اندیشه ما

نظر از سنگ دارد شیشه ما

چه شد گر بیستون الماس باشد

بود لخت دل ما تیشه ما

نمی‌دانیم رمز لن ترانی

چه می‌گوید تغافل پیشه ما

به صورت مور (و) در معنی چو شیریم

نیستان ناله‌ها‌، دل بیشه ما

چه شد نازک‌دلی اما غیوری

گدازد سنگ‌ها را شیشه ما

چه شد گر صورت از معنی ندانیم

سراسر حیرت است اندیشه ما

نمی‌ترسم اسیر از صرصر یأس

سرشک آمیخت در خون ریشه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰از می دیگر است مستی ما
  2. شمارهٔ ۱۰۱با شکوه همزبان نشود گفتگوی ما
  3. شمارهٔ ۱۰۲جذبه شوق تو خضر ره آگاهی ما
  4. شمارهٔ ۱۰۳پری گشته آیینه دار هوا
  5. شمارهٔ ۱۰۴صبح است مست باده دوشینه هوا
  6. شمارهٔ ۱۰۵گردون ز بسکه برد غمت در دیارها
  7. شمارهٔ ۱۰۶از مهر تو سینه ها اثرها
  8. شمارهٔ ۱۰۷شمشیر تو قبله گاه سرها
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.