پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

جذبه‌ها زین کوشش بی‌بال و پر دیدیم ما

کعبه و بتخانه را در یک سفر دیدیم ما

هجر ما آیینه وصل است و بعد آیین قُرب

هر قدر شد دور آن را بیشتر دیدیم ما

از غبار ما بهار چشم حیران می‌چکد

فیض‌ها از همت اهل نظر دیدیم ما

وسعت جولان موری نیست در زیر فلک

عرصه کون و مکان را مختصر دیدیم ما

اشک ما آیینه می‌کارد به هرجا می‌رود

هرچه دیدیم از دل صاحب‌نظر دیدیم ما

هر قدر در پرده بودی هر قدر پنهان شدی

بیشتر از بیشتر از بیشتر دیدیم ما

چون توکل خضر ره شد کاهلی‌ها سرعت است

منزل مقصود بی‌عزم سفر دیدیم ما

امتیاز قدر بی‌قدری فزون است از قیاس

ذره را از آسمان‌ها بیشتر دیدیم ما

هرکجا وحدت بهار جوش یکرنگی نمود

آتش یاقوت در آب گهر دیدیم ما

ناامیدی سر به سر امید شد آخر اسیر

عاقبت زین نخل بی‌حاصل ثمر دیدیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵در محبت از جنون امداد می خواهیم ما
  2. شمارهٔ ۹۶از بسکه خورد نیش خموشی بیان ما
  3. شمارهٔ ۹۷شیشه بر خاره به صد رنگ زدن پیشه ما
  4. شمارهٔ ۹۸چه غم دارد دل از اندیشه ما
  5. شمارهٔ ۹۹ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
  6. شمارهٔ ۱۰۰از می دیگر است مستی ما
  7. شمارهٔ ۱۰۱با شکوه همزبان نشود گفتگوی ما
  8. شمارهٔ ۱۰۲جذبه شوق تو خضر ره آگاهی ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.