پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

در محبت از جنون امداد می خواهیم ما

دام داریم از خدا صیاد می خواهیم ما

در تمنای تو ناز صد گلستان می کشیم

خنده از گل جلوه از شمشاد می خواهیم ما

گرچه از چشمش نگاه گرم هم در آتش است

التفاتی هر چه باداباد می خواهیم ما

از نگاهی منصب آتش پرستی یافتیم

ای گرفتاران مبارکباد می خواهیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷شیشه بر خاره به صد رنگ زدن پیشه ما
  2. شمارهٔ ۹۸چه غم دارد دل از اندیشه ما
  3. شمارهٔ ۹۹ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
  4. شمارهٔ ۱۰۰از می دیگر است مستی ما
  5. شمارهٔ ۱۰۱با شکوه همزبان نشود گفتگوی ما
  6. شمارهٔ ۱۰۲جذبه شوق تو خضر ره آگاهی ما
  7. شمارهٔ ۱۰۳پری گشته آیینه دار هوا
  8. شمارهٔ ۱۰۴صبح است مست باده دوشینه هوا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.